دیانا گلـــــــــیدیانا گلـــــــــی، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

تولد دخترم دیانا

دیانا گلــــــــــــــــــــی آبادگر خانه ما

رویای با تو بودن را نه میتوان گفت و نه میتوان نوشت،حتی نمیتوان سرود.رویای با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی.داشتنت فانوسی ست به روشنایی تمام تاریکی ها دردانه ام بی عشقت نفس کشیدنم دشواره، بی عشقت دقیقه ها پر از آزاره،بی عشقت هواسم به گل گلدون نیست،گلهای تو باغچه بوته های خاره. دیانای من از هفته قبل سه شنبه مامانی بد جور سرما خورده و تا امروز بهتر نشده که هیچ روز به روز هم بدتر میشه .آخه تو گل دخترم اصلا نمیذاری استراحت کنم .از پنجشنبه یکم احساس کردم به تو هم سرایت کرده.برا همون از همون روز شروع کردم به پیشگیری.دیروز عمه ای دلش برات تنگ شده بود گفت ببریمت پیشش.عصری نمیدونم چی شد که یهو بهونه گرفتی و زدی زیر گریه .این دومین با...
13 بهمن 1392

پنجم بهمن 92

عشق مامان امروز بعد از 4 روز برگشتیم خونمون آخه  سه شنبه یعنی یکم بهمن چشم باباجی رو به خاطر آب مروارید عمل کرده بودند و از اونجاییکه تو خونه موندن سختش بود و حوصلش سر میرفت از صبح تا شب میرفتیم خونشون تا با شما بازی کنه.قربون قلب مهربونت بره مامان که متوجه مریض بودنش بودی و همش میرفتی بوسش می کردی .چقد تو ماهی عشق مامان!!!! و اما شیرین کاریهای امروز شما یعنی در یک سال و یک ماه و جهار روزگی: قشنگم امروز وقتی از رو بخاری لباسهای خشک شدت رو بر میداشتم دیدم داری مچالشون میکنی،بعد در کشو لباسات رو باز کردی و گذاشتیشون تو کشوت!!!!!!!!!الهی من دورت بگردم که داشتی مثلا جی جی هاتو تا میکردی.همیشه هر چی تو کشوت بود میریختی بیرون ام...
6 بهمن 1392

پرنسسم 13 ماهه شد

کدامین هدیه را به قلب مهربانت تقدیم کنم که خودگنجینه زیباییهای عالمی؟ای شیرینی لطیفترین سرود طبیعت،چگونه خدا را برای چنین بخشش رنگینی شکر گویم؟ نازنینم،بهترینم، 13 ماهگیت مبارک. ...
1 بهمن 1392

ادامه پست قبلی-تولد کفشدوزکی

ناخنهای مامان کفشدوزک کوچولو: برگه یادگاری: دخترم آخرای مراسم خیییییییلییییییییییی خسته شدی برای همون همش گریه می کردی و داد میزدی.انقد بد اخلاقی کردی که مهمونا میئه نخورده رفتن.منم برا خوابوندنت مجبور شدم ببرمت تو اتاقت و نتونستم کسی رو بدرقه کنم.از این بابت خیلی ناراحت بودم.چون واقعا دور از ادب بود.هین که دیدی همه رفتند و خونه خلوت شده دوباره حالت اومد سرجاش و کلی بازی کردی.از این کارت حسابی تعجب کرده بودیم راستش کلی مارو خندوندی. اینم عکسهای کفشدوزک خسته بعد از مراسم: دخترم،پاره تنم،تولدت مبارک.امیدوارم چیزی کم نذاشته باشم.الهی صد ساله شی موقع فوت کردن شمعت به جای تو من یه آرزو کردم و اونم اینکه عاقبت بخیر و سف...
30 دی 1392

هدیه های تولدت

دختر گلم مهمونامون زحت کشیدن و برات وجه نقد آوردن که تو اولین فرصت میریزمشون تو حساب خودت.دایی جون هم برات یه عروسک خوشجل خریده بود که بعدا عکسشو برات میذارم. اینم کادوی ناقابل من و بابایی: ...
30 دی 1392

جشن تولد دیانا گلــــــــــــی 27-10-92

دختر مامان رومدم خاطرات اولین جشن تولدت رو بنویسم.بالاخره قرار قطعی بر این شد که روز جمعه 27 دی ماه برات جشن تولد بگیریم. از حدود یک ماه پیش شروع کردیم به تدارک دیدن.تم تولدت رو کفشدوزک انتخاب کردیم و یکی از بهترین دوستام تو نی نی سایت یعنی خاله مریم زحمت کشید دست گلش درد نکنه.(خدا سایش رو از سر خانوادش کم نکنه)و کار طراحی تم رو برامون انجام داد.چاپش رو هم بابای مهربونت با دستگاه چاپ خودمون کرد.تو همه کارها بابایی کمکم کرد از بریدن کارهای چاپ شده تا آشپزی و تزیین خونه که همین جا ازش تشکر میکنم. از یه روز مونده به مهمونی تا یه روز بعد هم مامان فاطمه اومد و تو نگه داشتنت کمکمون کرد.خودمونیم بیچاره رو ذله کرده بودی دختر قشنگم از جزیی...
30 دی 1392

گنجینه کلمات دیانا گلی تا امروز

عزیز مامان اومدم بگم که شما تا امروز چندتا کلمه میتونی بگی: بابا ابیده (سپیده به جای مامان گفتن) زهرا با یه لحن خاص (به جای عمه گفتن)وای که چقد شما دوتا عاشق همدیگه این!!!!!! البته یه وقتایی عمه هم میگی ابود (دایی حامد)عاشق دایی هم هستی دخترم ددر،جیز،خخخخخخخخخخخخخ،اردک،هاپو،پوفو،جیش،آبببهههه،نی نی،پیشی،آبی،به به!!! ایمه(وقتی شیر میخوای) عزیزم الان چون دیر وقته همینا یادم میاد باز اگه یادم افتاد میام و مینویسم. چند روزه یادت دادم دستا بالا زود میبری بالا،چشم و بینی و گوش و زبونت روهم نشون میدی. ...
25 دی 1392