دیانا گلـــــــــیدیانا گلـــــــــی، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

تولد دخترم دیانا

عشق بابایی دیانا

دخترم برگ گلم،بی مقدمه اومدم از طرف بابایی برات بنویسم.کاشکی بدونی چقد دوست داره،چقد بهت میباله،در گوشی بگم بیشتر از من عاشقتهههههههههههه میدونم هر چی از عشق و علاقش بتو از زبون خودم بگم کم گفتم.اما با توجه به مشغله کاری که داره فرصت نمیکنه بیاد و برات از زبون خودش بنویسه. نمیدونی وقتی خسته از سر کار برمیگرده و تو با بابا بابا گفتنت به استقبالش میری چه حالی پیدا میکنه.آخه تو شیطون هم بد جور دلشو دزدیدی!!!! میپری بغلش و کلی بوسش میکنی تا یه زمانی از بغلش پایین نمیایی شبا حتی وقتی خوابه خوابی غلت میزنی و میری پیشش میخوابی،یه وقتهایی هم که تو خواب گریه میکنی تا میندازمت پیشش بلافاصله آروم میشی هر جا بابایی میره هر دو دلت...
19 دی 1392

دخترم کمکم میکنه

عشق مامان روزها میگذردو تو قد میکشی،بزرگ میشوی و من مست از غرور داشتنت به بار نشستنت را تماشا میکنم.دیانام،نازنینم هر چقد از حسم نسبت بهت بگم باز درک نخواهی کرد تا زمانی که خود مادر شوی. امروز داشتم خونه رو گردگیری میکردم که دیدم خانوم گلم یه دستمال برداشته افتاده به جون وسایل آشپزخونه.الهـــــــــــــــــــــــــتی بگردم دور دخملم که با اون دستای کوشولوش داره کمک مامانی میکنه. تند تند داشتی یخچال،لباسشویی و گاز و ظرفشویی رو پاک میکردی منم بلافاصله زنگ زدم عمه ای و بهش گفتم اونم پشت تلفن قربون صدقت میرفت. پاره تنم دوستت دارم. ...
19 دی 1392

باز هم نی نی قلو

دختر مامان این هفته خیلی سرم شلوغ بود.همش مهمون بودیم.شنبه و یکشنبه که بابایی نبود،رفته بود شیراز ما هم خونه باباجی اینا مونده بودیم.روز یکشنبه پانزدهم خونه بیتا جون اینا مهمون بودیم.ساعت حول و حوش 4 بود که یه اس ام اس از طرف خاله نسترن اومد با این موضوع :بیچاره شدم دو قلوهههههههههههههه.اولش باور نکردم.بد جوری جا خوردم. بلافاصله زنگ زدم به خاله جون دیدم بلههههههههههههههههه نی نی خاله تنها نیست و دوقلوه. من میخندیدم و خاله چه گریه ای میکرد. خلاصه کلی ذوق زده شدیم و من هم فقط میتونستم خاله رو دلگرمی بدم.این دومین دوقلو تو فامیلمونه.انشاالله به حق پنج تن نی نی های خاله جونی صحیح و سالم بیان پیشمون. ...
19 دی 1392

دیانا گلـــــــــــــــــی شیطون

وقتی برای اولین بار کیت کت خوردی!!!!!!!! قیافتو ببین شیکمو قربون اون لب و لوچت بره مامان که همه رو خودم لیس زدم برم این تو ببینم چه خبره؟؟؟؟؟؟؟ مامانی بازش کن ببینم چی هست تو این ظرف غذا؟؟؟؟؟؟ مامانی این چه خوشمزست!!!!! دیانا گلی همیشه آرزوم بود بچم پستونک بخوره اما تو هیچ وقت نخوردی.حتی وقتی نوزاد بودی به زور مولتی ویتامین چند ثانیه میخوردی!!!!!!برا همین منم پستونکت رو جمع کرده بودم که تو شیطون خانوم پیداش کردی.قربونت بشم من . اینجا مثلا سجده کردی گلم: اینجا هم داری کارتون مورد علاقت کاپتان مک رو میبینی.فدات شم که 6 دانگ هواست پیششه!!!!   &nb...
5 دی 1392

فقط عکس

اول از همه کادوی من و بابایی به مناسبت یلدا هدیه یلدای باباجی و مامان جون هدیه تولد خاله معصومه و آبجی فاطمه مهربون که این نوشته رو برات نوشته بود اینا عکس تبریکهایی که تو نی نی وبلاگ و خاله های نی نی سایتی بهت گفته بودن: عکست تو متولدین همون روز: نشون دهنده سنت تو وبلاگت:   ...
5 دی 1392

واکسن یکسالگی

دختر قشنگم این پست رو باید چند روز قبل مینوشتم ،اما بس که هولم یادم رفته بود.روز یکشنبه یعنی همون روز تولدتت با مامان فاطمه و بابایی که به خاطر شما مرخصی گرفته بود،بردیم واکسنت رو زدیم.آفرین به شیر دخترم که حتی جیکش در نیومد.هزار االه و اکبر ،ماشاالله به دختر قوی و پرتحملم عشقم دکترت گفته احتمال داره بعد یک هفته الی 14 روز دیگه عوارض داشته باشه.خیلی دلشوره دارم.خدا کنه هیچگونه عوارضی نداشته باشه.چون نه من و نه بابایی تحمل اذیت شدنت رو نداریم.دوست دارم دیانا ،عاشقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتم . ...
5 دی 1392

چند تا عکس جا مونده از یلدا

قربون فیگور گرفتنت بشم من عـــــــــــــــــــزیم اینجا هندونه رو دیدی و تو عکس بعدی ازش فرار کردی.خیلی میترسیدی مامانی تو این دوتا عکس هم هنونه شیرین ما داره انار میخوره!دیانا عاشق اناری مثل مامانیوهر وقت بابایی میخواد دون کنه میشینی پیشش شروع میکنی به خوردن بدون هیچ حرکتی! ...
5 دی 1392