عید فطر
دیانای من ماه رمضون تموم شد و متاسفانه چون بهت شیر میدم نتونستم حتی یک روز روزه بگیرم. بعد از ظهر دیروز(18 مرداد)با مامن جون و باباجون برای اولین بار باهم رفتیم پارک ولیعصر.بد نبود به خاطر خنک شدن هوا زود برگشتیم.خیلی دوس داشتم این دو سه روز بریم مسافرت اما برای اینکه شما شهر بانو خانوم اذیت نشی تو خونه موندگار شدیم. ...
نویسنده :
سپیده-مامان دیانا
13:30
بازگشت بابایی و سوغاتی هااااااااااااااااااااااااااا
دختر گلم بالاخره بابایی روز پنجشنبه 17 مرداد ساعت 4 صبح از مسافرت برگشت.وقتی رسید تو خواب بودی.انقد بوست میکرد ترسیدم از خواب بیدار شی.خییییییییییییییییییییییییییییییلی دلش برات تنگ شده بود.اونم مثل من تحمل دوریت رو نداره.با اینکه فرصتی برا بازار رفتن نداشته اما کادوهای خوشگل برات خریده. مامانی شارژر دوربین متاسفانه خراب شده و من مجبورم بازم عکسها رو بعدا برات بذارم. راستی یه دعا میکنم هر کس خوند یه آمین از ته دل بگه: خدایا سایه هیچ پدر و مادری رو از سر بچش کم نکن. الهی آمیییییییییییییننننننننننننننننننننننننننن ...
نویسنده :
سپیده-مامان دیانا
13:19
اولین لاک
دیانای گلم امروز خونه خاله معصومه اینا افطار دعوت بودیم.از اونجاییکه آتلیه نزدیک خونه اوناست تصمیم گرفتم ببریمت آتلیه.برای همین وقتی ظهر لا لا کرده بودی برات لاک زدم اگه بدونی چقد دوس داشتم یه روز بهت لاک بزنم!!!!!!!!!!! وقتی بیدار شدی از دیدن انگشتات به شکل خیلیییییییییییییییی بامزه ای تعجب میکردی.الهی قربونت برم که کوچکترین تغییر رو متوجه میشی. تو راه خوابت برد وقتی پیاده شدیم بیدار شدی اما چون بد خواب شده بودی هر کاری کردیم چکترین بخندی نزدی.تو مهمونی هم پدرمو در آوردی همش بهونه گیری و گریه میکردی. راستی از فردا بابایی تا 4 روز نیست داره میره ترکیه و این اولین باره که از بعد به دنیا اومدنت تنهامون میذاره!!!!!!!!!!!! ...
نویسنده :
سپیده-مامان دیانا
1:20
شب بیست و یکم
دیانا جونم امشبم یکی از سه شب قدره.دلم خیلی گرفته هر سال برا احیا میرفتم خونه یکی از آشناها ولی امسال باید به خاطر اذیت نشدن شما بمونم خونه.خدای نکرده یه موقع فکر نکنی تو مزاحمی ها نه گلم اصلا فقط از خونه موندن ناراحتم همین. دختر گلم این شبها خدا دعای همه رو میشنوه مخصوصا شما نی نی کوچولوها.پس تو هم دعا کن امسال خدا بهترینها رو برامون رقم بزنه.دعا کن خدا همه مریضهارو شفا بده و حاجت همه رو برآورده کنه انشااللهههههههههههه. ...
نویسنده :
سپیده-مامان دیانا
17:17
خدا از عشق تو ساخت آسمون و زمینش
کتاب آفرینش خدا از عشق تو ساخت آسمون و زمینش با اسم تو شروع شد کتاب آفرینش با اسم تو شروع شد کتاب آفرینش خلقت زیبایی رو از تو خدا شروع کرد خورشیدم اولین بار به عشق تو طلوع کرد خورشیدم اولین بار به عشق تو طلوع کرد شکوه اندام توست هر گوشه از طبیعت تقلیدی از تن توست معجزه های خلقت تقلیدی از تن توست معجزه های خلقت می دونم اسم خوبت رو سر در بهشته به نام نامی عشق خود خدا نوشته به نام نامی عشق خود خدا نوشته خدا از اندوه تو پائیز نقاشی کرد آبی پاک قلبت ، دریا رو کاشی کرد به شب مثال زلفت رنگ سیاهی کشید از برق چشمات تو شب مش...
نویسنده :
سپیده-مامان دیانا
14:55
تغییرات هفت ماهگی
عشق مامان این روزا به خاطر دندونات خیلی اذیت میشی.همش بهونه گیری و گریه.موندم چیکار کنم.اما در عوض خیلییییییییییییییییییی شیرین شدی. دالی بازی میکنی و با دیدن همه ذوق میکنی و داد میزنی.وقتی وسایلت از دستت میافته خودت با اون دستای کوچولوت بر میداری. از همه مهمتررررررررر دیگه کاملا 4 دست و پا میری. به همه جا سرک میکشی.از زیر مبلا گرفته تا آشپزخونه راستی از همه چی مخصوصا میزا برای بلند شدنت کمک میگیری. پشت سر من و بابایی گریه میکنی. قربونت برم هر چی از شیرین کاریهات بگم کم گفتم.خدا از بلاها دورت کنه و سایش همیشه بالا سرت باشه که یه وقت زبونم لال با اینهمه شلوغی قضا و قدری سراغت نیاد. دوست دارم ه...
نویسنده :
سپیده-مامان دیانا
14:41



