دیانا گلـــــــــیدیانا گلـــــــــی، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 10 روز سن داره

تولد دخترم دیانا

اولین چادر نماز دخترم

دختر مومن مامان عاشق نماز خوندنی تا ببینی میخوایم نماز بخونیم سریع یه مهر بر میداری با یه روسری دراز میکشی رو سجاده لباتو تکون میدی.وقتی صدای اذان میشنوی می گی اذان و ابــــــــــــــــر.یعنی بریم نماز بخونیم.یه وقتهایی هم دستای کوچیکت رو به علامت دعا میبری بالا و میگی اللـهــــــــــــــــــــــــــــــــه.خدا به احترام دل پاک و کوچیکت حاجت ما رو هم روا کنه.مامان جونم وقتی دید داری با روسری نماز میخونی برات چادر نماز خرید.   ...
8 شهريور 1393

غافلگیر کردن نواز

سلام عشق مامان.خیلی وقته سرم حسابی شلوغه و نتونستم به وبلاگت سر بزنم.امشب اومدم تا پاسی از شب مطالب جا مونده رو برات بنویسم.روز بیست و هفت مرداد ساعت 5 دقیقه به 11 شب یهو تلفن خونه زنگ زد و مامان جون مژده داد که دختر خاله نسترن بدنیا اومد.دختر خوشگلی که اسمش رو نواز گذاشتن و من از پاقدمش حس خاله بودن بهم دست داد.آخه من و خاله نسترن عین خواهریم.امیدوارم شما هم بزرگ شدین دوست و خواهرای صمیمی برا هم باشین.خلاصه فرداش تو موندی پیش مامان جون و من رفتم بیمارستان.دوم و سوم شهریور هم رفتیم خونشون و تو برا نواز جونی که واواز صداش میکنی یه هد بند خوشجل خریدی.دوسش داشتی و تا صداش در می اومد میگفتی واواز آیادی(گریه کرد)وقتی هم شیر میخورد دست میزدی و م...
6 شهريور 1393

دومین روز دختر دیاناگلــــــــــــــــــــــــــی

میشه اسم پاکتو رو دل خدا نوشت میشه با تو پر کشید توی راه سرنوشت میشه با عطر تنت تا خود خدا رسید میشه چشم نازتو رو تن گلها کشید نازنینم زیباترین لبخند کردگار: دخترکم برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ....چرا اشکهایت را هر روز پاک کنی....کسی که باعث گریه ات میشود پاک کن...دخترکم به سوی کسی که ناز میکند دست نیاز دراز نکن...بیاموز این تو هستی که باید ناز کنی....دخترکم تو زیباترینی... .همیشه با این باور زندگی کن...خودت را فراموش نکن... .شاید گریه یا خنده ات برای بعضی ها بی ارزش باشد....اما به یاد داشته باش....کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرند....دخترک من هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست....اشتباه که کردی برخیز....اشکالی ند...
6 شهريور 1393

عروسکم 20 ماهه شد

دختر قشنگم 20 ماهه که قلبم رو به تو سپردم.باصدایت میروم به اوج احساساتم.از تو مینویسم،از چشمانت،مینویسم که دیوانه وار دوستت دارم.لبریز از عشقتم،خالی از هر نیازی.با تو به تمام آرزوهایم رسیده ام که تنها آرزویم بودی. هستیم،پاره تنم 20 امین ماهگردت مبارک ...
1 شهريور 1393

مریض شدی دخترم

سلام نفس مامان.الان که دارم برات مینویسم سرما خوردی و مریضی.سرفه نمیزاره بخوابی منم انداختمت رو پام عصری بردمت دکتر گفت ویروسیه. خدا کنه زودتر خوب شی.آخه مامانی طاقت دیدن ناراحتی و گریت رو نداره. درضمن به خاطر دندونات تصمیم گرفتم شیر شبت رو قظع کنم.خیلییییییییییی سخته.اما مجبورا برا اینکه مریضی نگهش میدارم برابعد خوب شدنت. ...
31 مرداد 1393