باز هم تازه های دیانا گلِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـــــــــــــــــــــی
سلام دردونه ی مامان.اول از همه بگم دوست دارم هـــــــــــــــــــــــــــوارتا دوم اینکه عـــــــــاشقتم.
ناناز خانوم فردا یه روز سخت در پیش داریم خدای من واکسن 18 ماهگی.
میگن یکم سخته اما دختر من هزار الله اکبر دختر قوی ایه انشاالله این آخری رو هم به خیر و خوشی میگذرونه و میمونه تا 6 سالگی خدا بخواد.امروز طبق روال همیشه که باید قبل واکسن باید چک آپ بشی رفتیم با باباجی دکتر.خدا میدونه چه گریه ای میکردی و نفست داشت بند می اومد.قلبت همچین تند تند میزدم از دستپاچگی نمیدونستم چیکار کنم.آخه دختر گلم موندم عمو دکتر ترس داره؟؟؟؟
عوضش دکترت ازت راضی بود.
بریم سراغ شیرینکاریهای جدیدت:
دختر گل من وقتی پول رو میبینی نشون میدی و تلفظش میکنی پول
کلمه توشدی(ترشه) وقتی داشتی لیمو ترش رو لیس میزدی یادت دادیم.
اسمت رو نیانا تلفظ میکنی.فدات بشممممممممممممم من
وقتی ازت می پرسم عشق من کیه نفسم کیه عمر من کیه ؟؟؟میگی من
عین طوطی هر کلمه ای گفته بشه و یا هر کاری انجام داده شه بلافاصله عینا از طرف شما تکرار میشه.
مثل ما مسواک میزنی بدش هم تف میکنی
ماشین باباجی و ماشین خودمونو کاملا میشناسی هر جا L90 ببینی یه ریز میگی بابا بابا و اگه 405 ببینی میگی عیه(علی)
اسمهای بیتا(عروس خالم) یدا(یلدا) شدا(شیدا) گیدیر(بپوشون) گیا (گیلاس) امیییی(امیر-عموت) رو هم یاد گرفتی.
برمیگردم بازهم با شیرینکاریهای تازه.چون دیانا هر روز بهتــــــــــــــــر از دیروز



باز هم تازه های دیانا گلِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـــــــــــــــــــــی 


