دیانا گلی و نوروز 93

دختر قشنگم یک سال گذشت.تو این یک سال بهترین روزها رو باهم سپری کردیم.گاهی خندیدیم،گاهی گریه کردیم.نمیدونی چقد از داشتنت خوشحالم.خداوندا تو را سپاس.بابت تمام لحظات شاد زندگیم،برای خنده هایم ،خوشی هایم و برای تمام روزهای غمگین و دلگیر و بارانیم.
دخترنازم امسال دومین سالیه که با هم کنار سفره هفت سین نشستیم.طبق معمول سالهای قبل بابایی سال تحویل مسجد رفت و من و تو با هم تو خونمون موندیم.تمام مدت تو بغلم نشونده بودمت تا همیشه کنارت باشم.کلی بوست کردم.و اشکام مجالم نمی داد.تو هم مات و مبهوت داشتی نگام میکردی.بعد برگشتن بابایی رفتیم خونه مامان جون اینا.
چه حس خوبیه اینکه تو هستی،اینکه تو با منی و بهم لبخند میزنی،چشمات خوشبختی منو رقم زد.یا مقلب القلوب بهترینها را برایمان رقم بزن و بزرگترین نعمتت یعنی سلامتی را از من و خانواده و دوستانم دریغ نفرما.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دیانا گلی و نوروز 93
