اولین یلدای دیانا گلـــــــــــــــی
.jpg)

سلام عشق مامان امروز خیلی دلم میخواست به موقع بیام برات تبریک یلدا بگم اما خیلی سرم شلوغ بود.تو این پست انقد گفتنی دارم موندم از کجا شروع کنم.دیروز با بابایی با کلی ذوق و شوق برات کیک و بیسکوئیت مدل هندوانه پختیم.منم درسته قشنگ نشدن اما برات ریسه و چند تا کارت پستال هندوانه ای درست کردم.امشب رو خونه مامان فاطمه اینا دعوت شده بودیم.نمیدونی با چه ذوقی از دو سه هفته پیش برات لباس هندونه خریدم.کاش بدونی چقد دوست دارم دیانا.یادش بخیر پارسال یلدا همه خونه ما بودن همه نگران و من از همه بدتر!!!!پارسال یلدا وقعا بلندترین شب برام بود تا صبح یک ربع هم نخوابیدم هم دلواپست بودم و هم شوق دیدارت رو داشتم وامسال شکر خدا پیشمونی و تو شدی بهتری هدیه یلدای ما!!!!!

دکترت گفته بود یه روز قبل واکسن یکسالگیت حتما باید چکاپ شی!خیلی دلم شور میزنه دکترت میگفت این واکسن عوارض داره خدا کنه مثل قبلیها زیاد اذیت نشی گلم.برا همین صبح بردمت چکاپ.عصر هم با مامان جون رفتیم خونه مامان فاطمه تزئیناتت رو کردم،عصر هم عمو اینا اومدن.شب خوبی بود خیلی خوش گذشت.عمه ای خیلی زحمت کشیده بود.دست همشون درد نکنه.خدا سایه بزرگترها رو از سرمون کم نکنه.راستی یه خبر خوبی که امروز گرفتیم این بودکه دایی جون از سربازی معاف شد.خدا رو شکـــــــــر.
و اما هدیه های دیانا گلی تو شب یلدا :
از طرف مامان جون و باباجون 100 تومن وجه نقد،یه پیرهن خیلی خوشگل که دایی از تهرانخریده بود،یه قلک و یه شمه به شکل هندونه
از طرف من و بابایی لباسهای شکل هنودنه و یه دست بولیز شلوار به شکل کفشدوزک
نازنینم سفیدی برف را برای روحت
سرخی انار را برای قلبت
شیرینی هندوانه را برای تمام لحظاتت
وبلندی یلدا را برای زندگی قشنگت آرزومندم.



اولین یلدای دیانا گلـــــــــــــــی
