دیانا گلـــــــــیدیانا گلـــــــــی، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

تولد دخترم دیانا

اولین جملات دیانا گلـــــــــــــی

نازگل مامان الان که 17 ماه و 22 روزته میتونی چند تا جمله بگی و کلی کلمه.ناگفته نماند که بدون استثنا تمام چیزهایی رو که بهت میگیم متوجه میشی و انجام میدی.هزار الله و اکبر،ماشااللــــــــــــــــــه به دخمل قشنگم. 1-آقا گیدا 2-هاپو گیدا 3-اوف ادی(وقتی چشم بابایی پانسمان داشت بهت گفتیم که دست نزنی و یاد گرفتی.)الان هر جا زخم ببینی یه ریز میگی اوف ادی 4-آجی دی(تلخه)و 5-صبح بخیر و شب بخیر البته به زبون خودت که اینجا نمیتونم بنویسم اما کلمات جدید: سیب، اچه(گوجه سبز)،توت،شیر(اینو امشب وقتی دوغ میخوردی گفتی و از رنگ سفیدش فکر کردی شیره)،سیبیل(اینو از باباجی یاد گرفتی.تو خونه داشتی با ببرت بازی میکر...
22 خرداد 1393

قضا و قدر خطرناک

دختر گلم روز آخر مسافرت به اصرار عمه ای رفتیم خونه مامی اینا(روزی اولی که بابایی تهران بود یاد گرفتی به مامان فاطمه بگی مامی و از اون روز مامی صداش میکنی.یه وفتهایی هم از زبون باباجی اینا بهش میگی آذیی)موقع شام خوردن انگشتت رفت تو چشم بابا.وقتی خوب نگاه کردم دیدم یه خراش واضح تو چشمشه که سریع بردیمش اورژانس و دکتر گفت قرنیه چشمش یکم شکاف برداشته.پانسمانش کردو برگشت خونه.امان از دست تو دختر شیطون آخه چقد ورجه وورجه میکنی تو.شکر خدا دو روز طول کشید اما به خطر جدی از بیخ گوشمون گذشت. خدای مهربونم شکرت که لطف و نظرت همیشه شامل حالمونه.عاشقتممممممممممم خدایا ...
22 خرداد 1393

سفر نامه خرداد 93

اول از روی ادب برتو دارم یک سلام .نازگل مامان روز چهارشنبه یه تصمیم عجله ای گرفتیم که سه روز تعطیل رو از اینجا دور باشیم و بریم حیران.تو راه در کل دختر خیلی خوبی بودی.رفت و برگشت اصرار داشتی تو ماشین باباجی بری.خلاصه شب اول رفتیم یه خونه تو روستای گیلده گرفتیم که فوق العاده بود راستی وفتی داشتیم با صاحبخونه حرف میزدیم فهمیدم حاج خانوم خیلی ساکت و مهربون زن عموی خاله راشینه!!!!!!!!!داشتم میگفتم یه جای خیلیییییییییییییی باصفا،آروم و دنج که حتی شما هم خیلی خوشت اومده بود.شبیه خونه های تو فیلما دوس داشتم یه چند وقتی اونجا میموندم . خستگی در میکردم.باز هم طبق معمول که اگه جای غریبه باشی نمیخوابی،با صدای سگها از خواب پریدی و از شدت ترس گریه میکر...
22 خرداد 1393

بابای مارکوپولو

سلام عشقم خوبی؟؟میدونم خیلی وقته سر نزدم.اجازه بده توضیح میدم بعد قضاوت کن!!!!!اولین و مهمترین دلیلم اینه که دیگه لپ تاپ ندارم با تلبت خیلی سخته نوشتن دوم اینکه لب تاپ شبا دستمه اما راستش دیگه مثل سابق انرژی نمیمونه برام.واسه همین مطالب رو با تاخیر مینویسم اما الان عوضش دست پر اومدم.تا دلت بخواد قراره برات پست بذارم.بسم الله شروع کن به خوندن دخترم شما یه بابا داری که ماشااللـــــــــــــــــــــه دست مارکوپولو رو از پشت بسته.8 خرداد بابایی رفت تهران برا نمایشگاه باز من و عمه ای موندیم با یه دخمل بی قرار و وابسته به بابا که دمار از روزگارمون درآورد!!!!!!!12ام برا ساعت 8.30 شب برگشت داشت که به خاطر یه طوفان وحشتناک تو تهران پروازش به...
22 خرداد 1393

دیانا گلی 17 ماهه شد

دیانای من پاره تنم 17 ماهه شدی عزیز مادر. میدونم باید یه هفته پیش مینوشتم اما مامانی این روزا غذا نخوردنت خیلی اذیتم میکنه.دیگه کلا روزها رو هم فراموش کردم.دختر گلم دوتا دندونای آسیاب بالایی رو هم در آوردی.امروز هم وقتی داشتی میخندیدی دیدم دندون نیش سمت چپت از پایین جوونه زده.مبارکت باشه قشنگم. شیرین مادر هر چی از شیرین کاریهات بگم کم گفتم.راستش بس که شیطونی همشون یادم نمیمونه.پریروز داشتی با نخی که از یه پارچه آویزون بود نخ دندون مینداختی. کلمه های شادی،شتر،سلام(ســــســـــــــــه)شیطان (البته با لحن خودت)رو تکرار میکنی.یاد گرفتی صدای مرغ میشه قد قد یرات کارتهای دیدآموز حیوانات و میوه هارو خریدم.تقریبا از 3...
6 خرداد 1393

کلمات و کارهای این روزهات

سلام عشقم، الحمدالله زخم دهنت خوب شده اما چون داری از بالا دوتا دندونای آسیابتو همزمان در میاری،لب به غذانمیزنی و این مساله خیلی عذابم میده.و اما شیرین کاریها و کلمات تازه ای که یاد گرفتی: از مامان فاطمه انار رو یاد گرفتی وقتی میپرسیم تو چیه بابایی میگی انا یه وقتایی بابایی جلو چشمت سرشو زیر آب برده و موهاشو شسته دیشب وقتی شیر آبو باز کردم تا جاتو عوض کنم سرتو بردی زیر آب کلی خندیدیم. وقتی تن به غذا خوردن نمیدی تا ظرف غذارو میبینی با دستت پس میزنی و مگی یم یم (یمیرم) عاشق بلال و هندونه ای.هر جا هندونه فروش میبینی میگی باپوز عاشق با تلفن حرف زدنتم.گوشی رو میذاری رو گوشت میگی ابو ب یاچی(یاخچی) بیرون که میایم از جلو سوپر رد شد...
28 ارديبهشت 1393

زخم دهنت

گل قشنگم از دیروز اصلا تن به غذا نمیدی.تا اینکه دو ساعت پیش دیدم زبونت زخم شده.الهی بمیرم.میدونم چه دردی داری. حالا نمیدونم خرما و موز بهت نساخته یا گازش گرفتی.پشت رونات هم جوشهای ریز زده احتمال قوی بدنت به خرما واکنش داده.خدا کنه زودتر خوب بشه تا هم دیگه اذیت نشی و هم بتونی غذا بخوری.دردو بلات به جونم.فدات بشم من   ...
24 ارديبهشت 1393

عکس های خوشجل

سلام عشق مامانی.یکم پیش باباجی اومد و بردت ددر.منم اومدم عکسهای عقب افتاده رو بذارم. دیانا گلی اینجا رفتی کفشاتو آوردی ببپوشی تا بری ددر.فدات بشم که داری مستقل میشی. اولین جعبه مداد شمعی که برات خریدم.البته تارسیدیم خونه دوتاشو شکوندی و با رنگ آبیش دیوار رو خط خطی کردی عشقم وقتی عشقم داره نقاشی میکشه صحنه هایی از ریخت و پاشهات.وقتی کنجدها رو ریختی اولش یکم شدم.اما بعدش کلی آخه تا زیر یخچال هم ششده بود کنجد.امان از دست تو اینم از قیلفه حق به جانب شما عاشقی دستکشهای منی.تا ببینی تو دستمه به زور ازم میگیریشون ...
24 ارديبهشت 1393

دومین روز پدر دیانا گلــــــــــــــــــی

دخـتـر کـه بــاشی میـدونـی اوّلــــیـن عشــق زنـدگیـت پـــدرتـه دخـتـــر کـه بــاشی میـدونـی محکــم تــریـن پنــآهگــاه دنیــآ آغــوش گــَرم پـــدرتـه دخـتـــر کـه بــآشی میـدونـی مــردانــه تـَریـن دستــی کـه مـیتونی تو دستـت بگیـــری و دیگـه از هـــیچی نتــرسی دســــتای گرم وَ مهـــــربون پـــدرتـه هر کـجای دنیـا هم بـــاشی  قَویتــریـن فرشتــه ی نگهبـــان پـــدرته بهترین،مهربانترین،دلسوزتزین همسر و بابای دنیا روزت مبارک. خییییییییییییییییییللللللللللللللللللییییییییییییییییییییی دوست داریم ...
23 ارديبهشت 1393

تازه های دیانا گلـــــــــــــــی

سلام نفسم خوبی مامی؟؟؟اومدم چندتا از شیرین کاریهاتو بنویسم.دختر گلم امروز رفته  بودیم مغازه عمو بهرام(لوازم ارایشی)همون که هر دفعه شرمندمون میکنه و بهت گل سر و لاک میده!!!!!تو مغزاه یه ریز میگفتی آببام تازه بعد چند بار تلفظ فهمیدم منظورت آقا بهرامه. خیلی بلایی عین طوطی همه چی رو تکرار میکنی!!!!!!!! چند وقته موقع خداحافظی به همه می کنی و تا کسی نکنه از جات تکون نمیخوری از من یاد گرفتی فرشها رو بلند میکنی و زیرشون جارو میکشی مدلهای جدید نای نای کردن یاد گرفتی دور خودت میچرخی و دامنترو تکون میدی دو سه هفته ای میشه که دستت به دستگیره در میرسه و میتونی بازش کنی از دیشب دستاتو میبری بالا و میگی هور...
17 ارديبهشت 1393